دست پاییز کشیده نقشی از برگ رو زمین

زرد و سرخ و قهوه ای مثل فرشی رو زمین

میزنه بارون به پشت شیشه هـــا

صدای چک چک بارون میاد از ناودونا

میزنه ناله بـــاد و میخونه آواز بارون

مثل یک عاشق شیدا مثل عــاشقی پریشون

اما غافلی تو ای دوست ،چی برات میخونه بارون

اما غافلی تو ای یار ،چی برات میخونه ناودون

رنگ غروب خورشید نشسته روی برگا

انگار خدا طلارو قلم زده به هرجا

غمگین فصل پاییـــز اما غمش شیرینه

مثل غم عشق تو یار که بر دلم میشینه

لا لا لا لا...لا لا لا لا ...........

صدای خش خش برگـا

رنگارنگی درختــا

چه قشنگ و شاعرانه است

مثل شعر عاشقانست

میگذرن از آسمون شهر ما ، دسته دسته فوج فوج پرنده ها

قصه ی عشق  هزاران عاشقو  ، میخونن تا دور دست هر کجا

غمگینه فصل پاییز اما غمش شیرینه

مثل غم عشق تو  یار که بر دلم میشینه

دست پاییز کشیده نقشی از برگ رو زمین

زرد و سرخ و قهوه ای مثل فرشی رو زمین

میزنه بارون به پشت شیشه هـــا

صدای چک چک بارون میاد از ناودونا

میزنه ناله بـــاد و میخونه آواز بارون

مثل یک عاشق شیدا مثل عــاشقی پریشون

فصل عاشقیست ای دوست ، میخونه شعرشو بارون

فصل عاشقیست ای یار ،فصل لیلی فصل مجنون

رنگ غروب خورشید نشسته روی برگا

انگار خدا طلارو قلم زده به هرجا

غمگین فصل پاییز اما غمش شیرینه

مثل غم تو ای یار که بر دلم میشینه...